زندگی،تجارت،عاقبت بخیری

مقاله زندگی، تجارت، عاقبت بخیری - نوشته محمدعلی نژادیان

مقاله زندگی، تجارت، عاقبت بخیری – نوشته محمدعلی نژادیان

شناسنامه مقاله :

عنوان مقاله : زندگی،تجارت،عاقبت بخیری  
نویسنده : نژادیان،محمدعلی،۱۳۵۸
مجله : موتورسیکلت 
نوبت چاپ : آذر ۱۳۸۷
شماره : ۱۰
صفحه : ۱۲،۱۳ و ۱۴
شاپا: ISSN: 1735-7640
صاحب امتیاز : کانون موتورسیکلت رانی ایران

متن مقاله :

 

محمدعلی نژادیان

Mohammadali Nejadian

                زندگی، تجارت، عاقبت بخیری
                  نوشته : محمدعلی نژادیان

 

در این شماره می خواهیم به مسئله تجارت یک مقدار عمیق تر و ریشه ای تر نگاه کنیم .ببینیم ما قرار است کار کنیم برای زندگی یا زندگی کنیم برای کار .بررسی نماییم چه اموری قبل از شروع تجارت باید در ذهن و اعتقادات و عملکرد ما در جامعه منظور گردد تا ما به عنوان یک انسان بتوانیم در درجه اول رضایت خداوند و بعد رضایت مردم و در نهایت منافع شخصی خود را به نحوه درست و بدون ضرر به خود و مردم بدست آوریم تا این اعمال باعث زندگی بهتر و تجارت موفق و عاقبت بخیری ما که از همه مهمتر است بشود.هر روز ذهن ما انسان ها با توجه به اتفاقاتی که در زندگی برایمان می افتد سوال هایی از قبیل :

چطور این مشکل را حل کنم ؟!

چه کار کنم سود بیشتری کسب نمایم ؟!

چه کسی می تواند به من کمک کند ؟!

 چرا این اتفاق ناگوار افتاد؟!

چرا من ثروت ندارم و دیگری دارد؟!

معاد وجود دارد یا همین دنیا بهشت و جهنم است ؟!

برای چه می میریم ؟!

به کجا می رویم ؟! و هزاران سوال دیگر که در ذهن ها نقش می بندد…

قرآن می فرماید : چه بسیار چیزهایی که شما دوست ندارید ولی در حقیقت به نفع شماست و چه بسیار چیزها یی که شما دوست دارید ولی به ضرر شماست .( سوره بقره،آیه ۲۱۶)

اولین موضوعی که در شروع هر کاری مهم می باشد بحث توکل است :

معنی توکل یعنی ما یک هدف را تعیین کنیم ،برای رسیدن به آن هدف برنامه ریزی نماییم و برای برنامه ریزی انجام شده تمام سعی و کوشش خود را جهت اجرا برنامه ها انجام دهیم و سپس نتیجه را به خداوند بسپاریم .حال اگر به هدفی که می خواستیم نرسیدیم دلیل بر چه خواهد بود ؟!

۱- ممکن است اصل هدف ما درست نبوده باشد

۲- ممکن است برنامه ریزی انجام شده صحیح نباشد

۳- ممکن است تمامی سعی و کوشش خود را نکرده باشیم

۴- اگر به این نتیجه رسیدیم که هدف و برنامه ریزی درست بوده و تمامی سعی و تلاش را انجام داده ایم با توجه به اینکه نتیجه را به خداوند سپرده ایم باید گفت که خیر ما در این بوده که این کار انجام نشود.

موضوع دیگری که هر روزه انسان ها با آن سر و کار دارند بحث مشکلات می باشد .حال سوال این است که مشکلات در وجود خوب است یا بد ؟!

– اگر بدانیم : مشکلات،کفاره گناهان است

اگر بدانیم : دیگران مشکلات بیشتری دارند

اگر بدانیم : مشکلات،ما را به یاد دردمندان می اندازد

اگر بدانیم : مشکلات، سبب دریافت پاداش اخروی است

اگر بدانیم : مشکلات، توجه ما را به خداوند بیشتر می کند

اگر بدانیم : مشکلات،هشدار و زنگ بیدارباش قیامت است

اگربدانیم : مشکلات،ارزش نعمت های گذشته را به یاد می آورد

اگر بدانیم : مشکلات، غرورر را می شکند و سنگدلی را برطرف می کند

اگربدانیم : مشکلات،سبب آزمایش صبر خود و یا شناسایی دوستان واقعی است

و اگر بدانیم مشکلات بیشتری ممکن بود برای ما پیش بیاید، خواهیم دانست که تلخی های ظاهری نیز در جای خود شیرین است و باید به حکمت پروردگار ایمان داشت.همچنین باید بدانیم راه حل مشکلات ساختن و یا فرار از مشکلات نیست .برای هر مشکلی راه حل مناسبی وجود دارد و اگر ما این راه حل را پیدا نکردیم باید بدانیم دچار توهم شده ایم و در اصل مشکلی وجود ندارد .حال با توجه به بحث توکل ،اتفاقاتی که در زندگی روزمره اتفاق می افتد به دو صورت شکل می گیرد :

الف – تقدیر : علم و عمل خداوند است  ب – تدبیر : علم و عمل بنده خداوند است

لذا اگر ما در تمام امور به خداوند توکل داشته باشیم تدبیر ما به تقدیر الهی تبدیل خواهد شد و در غیر این صورت معلوم نیست ما با تدبیر خود به سرمنزل مقصود برسیم یا نه؟! چه بسا بر اساس توکل و قضا و قدر الهی سرنوشت تلخی را که بر اساس بی تدبیری رقم زده ایم به سرنوشت خوبی تبدیل نماییم البته در اینجا از دعاهای خیر مردم و پدر و مادر نیز نباید غافل شد که نقش اساسی در تقدیر انسان ها دارد.

موضوع دیگری که انسان ها در تمام طول زندگی به دنبال آن هستند آرامش است :

نکته در اینجاست که اکثر انسان ها آرامش را در پیدا کردن مادیات و ثروت می بینند البته باید به دنبال پیشرفت نمودن و لذت بردن از موهبات خداوند بود ولی به چه قیمتی،  از چه راهی و به چه بهایی هم مهم است! انسان به هر امکاناتی که برسد پس از مدتی برای او عادی می شود و باز به دنبال بهتر از آن خواهد رفت و ممکن است برای رسیدن به این آرامش در مواقعی از یکسری مسائل غفلت نماید.اولین بحث در این است که آرامش در وجود امکانات موجود ما با توجه به حکمت پروردگار می باشد و متاسفانه اکثر انسان ها آرامش را در چیزهایی که ندارند پیدا می کنند و یک عمر به دنبال کمبودها و نداشته ها می روند و زمانی که بدست می آورند متوجه می شوند که با خیلی چیزهایی که بدست آورده اند نمی توانند از دست رفته ها را جبران نمایند و باز بیش از گذشته به بی قراری آنها افزوده می شود.پس چه بهتر که به حکمت و رحمت پروردگار ایمان داشته باشیم و آرامش را در درجه اول با حضور خداوند در زندگی خود احساس نماییم و سپس به دنبال پیشرفت برویم و هیچ وقت در اموری که موفق می شویم مغرور نشده و به دیگران فخر نفروشیم و به مردم نگوییم که من یک انسان معمولی نیستم و هوش و استعداد خود را لطف خداوند و اعتبار و قدرت خود را هدیه خداوند بدانیم و این را متوجه باشیم که شانس نظر و لطف پروردگار است و باز این را بدانیم که غرور باعث لغزش و سقوط و بی اعتباری خواهد شد.

 یکی دیگر از مسائل که علامت سوال بزرگتری در ذهن ایجاد می کند بحث داشتن و نداشتن ثروت است ؟!

ممکن است کسی بگوید که من هر روز در کارها خداوند را در نظر دارم و حلال و حرام نیز نمی کنم ولی نسبت به کسی که مثل آقای…که در امور خداوند را در نظر نمی گیرد گرفتار تر هستم و او هر روز به ثروتش افزوده تر می شود و به خود می گوید عدالت خداوند پس چه می باشد؟!قابل ذکر است خداوند سنتی دارد به نام استدراج که به بعضی از انسان ها که در امور خداوند را در نظر نمی گیرند پروردگار نیز نسبت به آنها مکر می کند و آنها را در مال دنیا غرق می نماید تا همان ثروت باعث نابودی آنها شود و آنقدر پیش می روند که جای جبران و آمرزش برای خود نخواهند گذاشت و ثروت آنها بی مایه و بی برکت می شود و آخرت خود را لحظه به لحظه به واسطه ثروتشان از بین می برند.البته داشتن ثروت فقط بحث سنت استدراج نیست بلکه ممکن است پاداش کار نیک یک انسان و یا امتحان الهی باشد.پس ما نباید هیچ وقت در حکمت و عدالت و رحمت خداوند شک کنیم و باید وظیفه خود را که انسان بودن است آنطور که خداوند دستور داده انجام دهیم و مطمئنا باید با توکل به خداوند در صورتی که خیر ما باشد به تمام آرزوها، پیشرفت های عالی و ثروت بابرکت خواهیم رسید.البته معنی ثروت فقط مادیات نیست بلکه اعتبار،قدرت،درک پروردگار و درک درست از دنیا و آخرت نیز می باشد و باید همیشه مصلحت را بر منفعت ترجیح دهیم تا ماندگار باشیم ( مصلحت می گوید : من،مردم و رضایت خداوند ،منفعت می گوید : فقط من ).

همچنین این موضوع را در نظر داشته باشیم که این دنیا ظرفیت پاداش و جزای انسان ها را ندارد و آخرتی در انتظار ما خواهد بود و در خصوص عملکردهای خویش در عالم دیگری باید پاسخگو باشیم :

پس موهبت های این دنیا را دوست داشته باشیم ولی دل نبندیم و بدانیم که این دنیا ظرفیت پاداش و جزای انسان ها را ندارد به طور مثال کسی یک نفر را می کشد و به حکم قانون اعدام می شود و می بینیم کسی که هزاران نفر را کشته است باز با قوانین این دنیا اعدام می شود و می بینیم که حکم قصاص هر دو نفر یکی می باشد .پس وجود معاد لازم و بخاطر عدالت خداوند است .

لقمان حکیم می فرماید : بدان که در قیامت از تو درباره چهار چیز می پرسند :

۱- از عمرت که در چه راهی فنا کردی

۲- از جوانی که در چه راهی صرف کردی

۳- از دارایی ات که از چه راهی بدست آوردی

۴- از دارایی خود در چه راهی صرف کردی

پس این را بدانیم جهت کسب روزی سراغ غیر خدا نرویم .

پیامبر اکرم (ص) میفرماید : خداوند روزی بنده مومن خود را از جایی که فکرش را نمی کند می فرستد.

همچنین باید در امور تقوا را در سرلوحه کارها قرار داد و با ایمان به معاد به فکر عاقبت بخیر شدن بود و به حکمت،عدالت و رحمت پروردگار اعتقاد داشته باشیم و همیشه شاکر خداوند باشیم حتی در سختی ها…

خداوندا به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم

به من دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم

به من بینش ده تا فرق این دو را بدانم

به من فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم طبق میل من رفتار کنند

محمدعلی نژادیان  

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.