تاریخچه صنعت موتورسیکلت در ایران

مقاله تاریخچه صنعت موتورسیکلت در ایران - نوشته محمدعلی نژادیان

مقاله تاریخچه صنعت موتورسیکلت در ایران – نوشته محمدعلی نژادیان

 شناسنامه مقاله :

عنوان مقاله : تاریخچه صنعت موتورسیکلت در ایران   
نویسنده : نژادیان،محمدعلی،۱۳۵۸
مجله : موتورسیکلت 
نوبت چاپ : اردیبهشت ۱۳۸۸
شماره : ۱۱
صفحه : ۳، ۴ و ۵
شاپا: ISSN: 1735-7640
صاحب امتیاز : کانون موتورسیکلت رانی ایران

متن مقاله :

محمدعلی نژادیان

Mohammadali Nejadian

           تاریخچه صنعت موتورسیکلت در ایران

                 نوشته : محمدعلی نژادیان

  

  • ابتدا دوران صنعتی که در جهان طی شده و سپس صنعت موتورسیکلت در ایران :

زمانی که انقلاب کشاورزی رخ داد محور تولید،انسان ها بودند و آن چیزی که تولید را افزایش می داد سلامتی نیروی انسانی بود و در زمانی که انقلاب صنعتی رخ داد محور تولید ماشین آلات شد و آن چیزی که تولید را افزایش داد علاوه بر نیروی انسانی سلامت روش استفاده از ماشین آلات بود.این دوران سپری شد و زمانی رسید که انقلاب فراصنعتی که هم اکنون در آن قرار داریم فرا رسید.در این دوران محور تولید فکر انسان شد و آن چیزی که باعث افزایش تولید گردید خلاقیت می باشد و آن چیزی که خلاقیت را بوجود می آورد آزادی تفکر و اندیشه می باشد.

دیدگاهی که در دوران فوق الذکر اشاره شد به شرح ذیل می باشد :

۱-      دوران انقلاب صنعتی : ما جدا از هم هستیم و باید رقابت کنیم

۲-      دوران انقلاب فرا صنعتی : ما با یکدیگر مرتبط هستیم و باید به یکدیگر کمک کنیم

۳-      موج و انقلاب جدید که در راه است می گوید ما یکی هستیم و باید همکاری خلاقانه را برگزینیم

 

حال با این تفسیر که از دوران صنعتی جهان گردید می خواهیم ببینیم صنعت موتورسیکلت در ایران چه دورانی را طی نموده و چه دیدگاهی بر آن حاکم بوده است و با چه افقی به آینده باید حرکت نمود تا با حفظ ارزش ها به خودکفایی در این صنعت که نهایت تعالی همین خواهد بود پیش رویم.صنعت موتورسیکلت می تواند صنعتی پویا برای ایران باشد.بررسی ها نشان می دهد صنعت موتورسیکلت با شرایط و ویژگی هایی که دارد می تواند به مثابه یک صنعت دارای قدرت مورد توجه قرار گیرد.اگر نارسایی ها و کاستی هایی هم در این خصوص باشد ،عمدتا به دلیل دیدگاه های غلط حاکم بر آن بوده است و همچنین عدم علمی نگاه کردن در امور این صنعت که به بررسی آنها نیز خواهیم پرداخت.از نظر دید علمی – اقتصادی باید صنایعی را تقویت نمود که از یک سو دارای تکنولوژی برتر هستند و از سوی دیگر بازار گسترده داخلی برای آن وجود دارد با این ویژگی ها صنعت موتورسیکلت قطعا عمیق و قابل توجه می باشد و باید برای تقویت و توسعه آن برنامه ریزی نمود.

این صنعت را به دو گروه بزرگ صنایع قطعه سازی و مونتاژ می توان تقسیم نمود .صنایع قطعه سازی به عنوان صنایع کلیدی و مادر در این بخش از اهمیت ویژه ای برخوردار است چرا که این موضوع نتیجه مستقیمی با خودکفائی این صنعت در ایران دارد.

  • ·   بطور کلی صنعت موتورسیکلت در هر کشوری ۷ مرحله را برای توسعه و شکوفائی طی می کند :

۱-      مونتاژ قطعات CKD )  ) وارده از کارخانه لیسانس دهنده

۲-      ایجاد پایگاه های ساخت داخل

۳-      تولید انبوه ( در حال حاضر تولید ناب جایگزین تولید انبوه گردیده است )

۴-      ایجاد پایگاه های طراحی – مهندسی قطعات

۵-      ایجاد مراکز تحقیقاتی برای طراحی و ساخت موتورسیکلت های جدید و نوسازی شبکه قطعه سازی

۶-      طراحی و ساخت ماشین آلات و تجهیزات مورد نیاز خط تولید

۷-      ایجاد پایگاه های صادراتی

البته مولفه های متفاوتی از نقطه نظرهای گوناگون در تعریف شکوفایی صنعت موتورسیکلت وجود دارد از جمله می توان ارتقاء کمی و کیفی تحقق استقلال و خوداتکائی در موتورسیکلت سازی و روند هزینه های تولید موتورسیکلت برشمرد.قابل ذکر است که مراحل فوق الذکر به صورت استانداردهای بین المللی در ایران بطوری که بتواند برای صنعت موتورسیکلت نتیجه مطلوبی در سطح کشور و خارج از کشور داشته باشد طی نشده است.البته در چند سال اخیر می توان گفت که یک سری حرکت های مثبت شده اما کافی نبوده است.

  • ·     این صنعت از اواخر دهه ۱۳۴۰ همزمان با تاسیس صنایع جدید ایجاد گردیده و در دوران پیش از انقلاب به صورت صنایع مونتاژ وارد فهرست صنعت خودروی کشور شد.در آن زمان هیچ محدودیتی برای ورود این مصنوعات وجود نداشته است در نتیجه بخش عمده موتورسیکلت به صورت تمام ساخت وارد ایران می شد و سهم تولید داخل به ده درصد هم نمی رسید.در حقیقت تلاش برای بالا بردن میزان سهم ساخت داخل همانند خودروسازی از سال های ۱۳۷۲ و ۱۳۷۳ شروع شد که دولت با محدودیت درآمدهای ارزی روبرو شد و لاجرم اجرای برنامه های سخت گیرانه در مصرف منابع ارزی ضرروت پیدا کرد.طبعا کارخانه های تولید کننده موتورسیکلت هم نتوانستند به میزان لازم از ارز اختصاصی وزارت صنایع بهره مند شوند.این دشواری سبب شد که سازندگان موتورسیکلت برای کاستن از نیاز ارزی خود به سوی صنعتگران داخل متمایل شوند و به سرعت سهم تولید داخلی را در این صنعت بهبود بخشند.در حال حاضر عمدتا انجین موتورسیکلت های طرح ۱۲۵ سی سی ( CGCDI ) که در ایران نسبت به انواع دیگر موتورسیکلت مصرف بیشتری دارد از کشور چین  تامین می شود.به طور کلی از نظر کمی بخش عمده این موتورسیکلت ها در داخل ایران  ساخته می شود و به همین میزان از مصرف ارز جلوگیری شده و ارزش افزوده برای تولید این قطعات صرف اقتصاد داخلی می گردد.البته از اوایل دهه ۱۳۷۰ با وارد کردن دانش فنی قوای محرکه ( انجین ) صنعت موتورسیکلت عمق بیشتری پیدا کرده است.همچنین قابل ذکر است جهت خودکفایی در ساخت موتورسیکلت های خاص با طرح های روز دنیا نیاز به حمایت های وسیع دولت می باشد تا برای تولید کننده ساخت آن مقرون به صرفه باشد.

تقاضا برای انواع موتورسیکلت و لوازم یدکی آن در کشور در سال های اخیر به شدت افزایش یافته و صنایع وابسته به این بخش را به تکاپوی گسترده برای افزودن بر تولید انداخته است ولی این امر باعث بوجود آمدن مشکلات بسیاری برای تولیدکنندگان شد که به بررسی آنها نیز خواهیم پرداخت .

عواملی که باعث افزایش تقاضا برای موتورسیکلت در چند سال گذشته شده است می توان موارد ذیل را برشمرد :

۱-   بازار موتورسیکلت در ایران بر اساس استفاده های گوناگون از این وسیله با کشورهای پیشرفته متمایز است.اساسا در ایران موتورسیکلت علاوه بر آنکه یکی از وسایل پراهمیت در جابجایی و نقل و انتقال مردم به حساب می آید یکی از وسایل کسب و کار نیز می باشد

۲-      افزایش قیمت اتومبیل و عدم امکان تهیه آن برای اقشار کم درآمد

۳-   محدودیت های بوجود آمده در شهرها برای استفاده از اتومبیل ( پارک،محدوده طرح ترافیک و…) و کاهش زمان رفت و آمد نسبت به اتومبیل

۴-      کاهش هزینه رفت و آمد

۵-      هزینه پایین تعمیر و نگهداری

۶-      تا پایان دهه ۱۳۷۰ عده ای از مردم جهت سرمایه گذاری سود ده به پیش خرید موتورسیکلت روی می آوردند

۷-      از اویل سال های ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ قیمت موتورسیکلت به شدت پایین آمد

 

  • ·         همچنین قابل ذکر است تا سال ۱۳۷۲ بازار موتورسیکلت منحصرا در اختیار چهار شرکت بزرگ تیزرو،جهانرو،ایران دوچرخ و نبرومحرکه بوده که هر کدام دارای تنوع محصول محدودی نهایتا سه نوع محصول بوده اند .بعد از سال های ۱۳۷۱ و ۱۳۷۲ شرکت های جدید وارد عرصه رقابت شدند که باعث تنوع محصولات و قیمت ها شدند.
  • ·         تا پایان دهه هفتاد موتورسیکلت به عنوان کالای سرمایه ای مورد توجه مردم قرار داشت و با پیش فروش محصولات از طریق نمایندگی ها رسمی شرکت های تولید کننده سود خوبی نصیب خریداران می شد.قابل ذکر است تا پایان دهه هفتاد کیفیت محصولات نیز بسیار مطلوب و قابل توجه بود .از سال ۱۳۷۹ به تدریج تمایل مردم نسبت به سیستم پیش فروش شرکت ها کم شد و از سال های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۲ بازار خرید و فروش موتورسیکلت به صورت اقساطی و چکی در آمد و از سال ۱۳۸۲ با شدت گرفتن رقابت منفی بین شرکت های تولیدکننده ناگهان قیمت موتورسیکلت ها به شدت کاهش یافت ( حدود ۵۰ تا ۶۵ درصد ) و بازار موتورسیکلت وارد شرایط جدید و بحرانی گردید.
  • ·         در سال های ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۵ تولیدکننده ها شرایط خیلی سختی را سپری نمودند.

عواملی که باعث بحران شد به شرح ذیل می باشد :

۱-      به علت نبود یک برنامه و استراتژی معین و مدون برای تولید کننده ها بدون هیچ ضوابط و شرایط خاصی مجوز تولید به افراد داده می شد و قوانین موجود طوری بود که افراد غیر متخصص و غیرمتعهد نیز صلاحیت مجوز تولید می گرفتند و افراد با پشتوانه وضعیت مالی نیز به علت شرایط آسان شروع به تولید نمودند.در آن زمان به راحتی می شد اجناس که از خارج از کشور تامین می شد را از طریق سیستم ( یوزانس) با درصد نرخ پایین وارد کرد.از طرفی بانک ها به راحتی وام تولید در اختیار افراد می گذاشتند و درنتیجه رشد افزایش تولید کنندگان ضعیف هر روز زیادتر گردید و این قضیه باعث بوجود آمدن یک رقابت منفی شد.عده ای از شرکت های بزرگ قیمت محصولات را به شدت پایین آوردند و این عامل باعث بوجود آمدن مشکلات بسیاری گردید.از جمله شرکت های ضعیف که وضعیت اقتصادی خوبی داشتند فوق العاده متضرر شدند و به علت اینکه قبل از این رقابت فروش به صورت اقساطی بود عده ای افراد سودجو به توجیه این که موتورسیکلت توسط شرکت ها گران به آنها فروخته شده اقساط خود را پرداخت نکردند و از طرفی دیگر توجیه اقتصادی برای تولید وجود نداشت.اکثر شرکت های ضعیف برای حل مشکل امروز خود به ناچار اجناس موتورسیکلت را به صورت یوزانس با بهره کم وارد می کردند و تولید و به ضرر نقدا عرضه می نمودند تا مشکلات روز خود را سپری نمایند تا تعهدات سررسید شده خود را پاسخگو باشند.

۲-      از طرف دیگر در حالی که قیمت های عرضه توجیه اقتصادی نداشت قانون چک تغییر نمود و باز آتش گرفتاری تولیدکنندگان بیشتر شد و چک های بسیاری که از قبل از مشتریان اخذ نموده بودند وصول نشد.

۳-      با توجه به بحث شکستن قیمت ها و حقوقی شدن قانون چک اکثر شرکت ها با تاخیر در عودت بازپرداخت وام های خود و یوزانس های سررسید شده مواجه شدند و به دادن دیرکرد بازپرداخت های خود راضی شدند در عین حال بانک ها نیز از دادن اعتبارات مجدد به این شرکت ها خودداری نمودند.

۴-      در این شرایط دولت و زیر مجموعه های آن به فکر بیشتر در خصوص شرایط حاکم به این صنعت افتاده و قانون شماره گذاری در کارخانه ها را اجرا نموده و همچنین بحث مالیات ها و قانون تجمیع عوارض ،بهره های دیرکرد وام ها ،ممنوعیت خروج از کشور تولیدکنندگان به خاطر مسائل مالیاتی و…با قاطعیت بیشتری برخورد و اجرا شد.البته قابل ذکر است هیچ تولید کننده ای با قوانین صحیح و استانداردهای مختلف تولید و نظم و ترتیب مخالف نیست ولی به هر حال این عوامل باعث تشدید بحران در آن چند سال شد البته سریعا موارد برای تولیدکنندگان توجیه و عادی شد.

۵-      در چنین شرایطی اکثر تولید کنندگان به این فکر فرو رفتند که به جای تولید به دنبال تجارت بروند و یا به دنبال تولید اجناسی بروند که هیچ تجربه ای هم در آن نداشتند.قابل ذکر است که این موضوع از لحاظ علم اقتصاد در یک صنعت فاجعه می باشد.زیرا اولا یک عده به این نتیجه می رسند سرمایه خود را از ایران خارج نمایند.مثلا جهت سرمایه گذاری در کشورهایی مثل دبی که خیلی افراد این کار را انجام دادند و بازتاب سیاسی این موضوع خطرهای بسیاری جهت سرمایه گذاری خارجی و عدم اطمینان به سرمایه گذاری داخلی در پی خواهد داشت.

۶-      پایین بودن نرخ بهره یوزانس باعث شد یک عده موتورسیکلت تولیید کنند و به قیمت پایین در حد ضرر عرضه نمایند و پول بدست آورده را صرف خرید ملک و یا به کارهایی که سود زودبازده دیگر داشت بپردازند که این قضیه با ندادن اعتبار یوزانس به ایران پایان یافت .

قابل ذکر است در این چند سال کیفیت محصولات بسیار نامطلوب گردید.از سال ۱۳۸۵ به بعد با توجه به این که بانک های ایران به تولیدکنندگان وام ندادند و از طرفی به علت تحریم کشورهای خارجی نیز از دادن یوزانس به ایران خودداری کردند این موضوع باعث بهبود وضعیت صنعت موتورسیکلت شد.زیرا فقط افرادی مشغول به تولید شدند که از وضعیت اقتصادی خوبی بهره مند بودند و این فضا باعث بوجود آمدن شرایط سالم تولید و توزیع محصولات گردید و دیگر ناهنجاری هایی که در سال های گذشته به خاطر نیازهای مالی در بازار بوجود می آمد از بین رفت و هر تولید کننده با توجه به سرمایه خود برنامه ریزی تولید نمود.چون همه از شرایطی که در گذشته بوجود آمده بود خسته شدند و همه این را می دانند که اگر کسی دوباره محصولات خود را به زیر قیمت عرضه نمایند یقینا از این صنعت حذف خواهد شد و آبروی خود را به خطر خواهد انداخت.لذا سعی همه تولیدکنندگان در حال حاضر به این است که سالم و بدون رقابت منفی ادامه حیاط دهند.همچنین اگر دولت حمایت از تولید را در همه زمینه های تولیدی افزایش دهد قطعا تولیدکنندگان نیز هر کدام در هر صنعت ترجیح خواهند داد که به دنبال تولید محصولی باشند که در آن سال ها کسب تجربه نموده اند.در غیر این صورت صنایع کشور دچار خستگی و مشکل خواهد شد و اشتغال زایی که از اهداف دولت ها بوده است دچار مشکل می شود.از طرفی باید صنعتگران ما این را بدانند که مسئله بحران در هر صنعتی و در هر کشوری و در هر زمانی بوجود آمده و خواهد آمد .اکثر راه حل نجات از بحران های داخلی صنایع فرمول آن قبلا توسط کشور های توسعه یافته کشف شده است و نیازی به کشف فرمول خاصی توسط ما نمی باشد.فقط نوع نگرش مدیریتی و اعتقادی ما نسبت به سرمایه گذاری خود و کشور عزیزمان و کمی صبر و حوصله در امور ما را به سرمنزل مقصود می رساند.همچنین در زمان بحران در یک صنعت  دولت وظیفه دارد با درایت کامل به کمک صنعتگران آن صنعت بشتابد. قطعا اگر تصمیم های عجولانه گرفته شود و به جای حمایت و کنترل وضعیت به سوی تعدیل و ثبات دست به برنامه های سخت گیرانه و تحمیل یکسری قوانین فوری بزند، آن صنعت رو به نابودی خواهد رفت.به هر حال در کشور در حال توسعه بحث بودن یا نبودن و رشد یک صنعت از مسائل حیاتی می باشد که در خصوص حمایت و کنترل بقای آن باید تصمیم درست در زمان درست اتخاذ گردد.همچنین دولت علاوه بر حمایت از صنایع باید بر کنترل و برنامه ریزی و تعیین شرایط و استانداردهای خاص در همه امور یک صنعت، از رقابتی شدن منفی ،بگونه ای که باعث تباهی صنایع گردد جلوگیری نماید تا دیگر شاهد یک همچنین وضعیتی که در صنعت موتورسیکلت بوجود آمده نباشیم.متاسفانه بعضی افراد رقابت را در نابودی می دانند.در صورتی که در بازی حیات مهمترین موضوع این است که حریف منصف و درستی باشیم این حتی از برنده شدن هم مهمتر است.  مفهوم واقعی در رقابت این نیست که حریف را قلع و غم کرده و از میدان بدر کنیم بلکه رقابت باید به صورتی انجام شود که زندگی تمام شرکت کنندگان را بهبود بخشد.رقابت یک اصل دارد و آن این است که باید برای همه نافع باشد و شرکت کنندگان را ترغیب به سعی و کوشش بیشتر نماید.این اصل واقعی رقابت است که اگر به صورت صحیح اعمال شود نیرویی مولد و خلاق می شود.هدف واقعی رقابت یعنی تقویت توانایی ها و خلاقیت ها .رقابت باید به صورتی اعمال شود که نتیجه آن برای مصرف کننده افزایش بهبود کیفیت باشد.امید است با توکل به پروردگار و نیروهای متخصص و متعهد این سرزمین در آینده شاهد خودکفایی در همه صنایع باشیم.

محمدعلی نژادیان

         

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.