محمدعلى نژادیان: لزوم تجدیدنظر در منابع درسی علوم انسانی

خبرگزارى دانشگاه آزاد اسلامى (آنا)

شنبه , ۰۹ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۱۵:۰۹

لینک خبر

کوتاهی در تجدیدنظر منابع درسی علوم انسانی کشور را در آینده‌ای نه چندان دور با یک فاجعه بزرگ اجتماعی و انسانی مواجه خواهد کرد.

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری آنا، در حال حاضر بحث دانشگاه‌های نسل چهارم، در جهان مطرح است. این دانشگاه‌ها، جدا از وظایف دانشگاه‌های سه نسل گذشته، مأموریت دارند تا در شکل‌دهی آینده جامعه خود، ایفای نقش و تمدن‌سازی کنند؛ و به عبارتی (اجتماع محور) هستند.

بررسی دانشگاه‌های ایران

دانشگاه‌های ایران، هنوز در نسل اول و دوم دانشگاه‌ها قرار دارند؛ یعنی هنوز بر سیستم آموزش محوری و در شرایط مطلوب پژوهش محوری هستند. از این‌رو، مناسب است مسئولان در چارچوب اسناد بالادستی، به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی و اقدام کنند تا در کوتاه‌مدت دانشگاه‌های نسل سوم که همان دانشگاه‌های کارآفرین است محقق شده و بعد از آن نیز خیلی سریع دانشگاه‌ها به‌سمتی پیش بروند که در آینده نزدیک، شاهد دانشگاه‌های نسل چهارم در کشور باشیم. قابل ذکر است که می‌توان دانشگاه‌های نسل چهارم را «تعالی‌محور» نیز نامید. یعنی دانشگاه‌هایی که باعث رشد و شکوفایی ایران در همه زمینه‌ها بشود.

این دانشگاه‌ها، می‌توانند با تشخیص این که کشور در موضوعات مختلف و در ابعاد داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی (در چه وضعیتی بوده، در چه وضعیتی هست و در چه وضعیتی باید باشد) و همچنین با بررسی و تحلیل (نقاط قوت‌ها، نقاط ضعف‌ها، فرصت‌ها و تهدیدها) مسیر سیاست‌ها و تصمیم‌گیری‌ها را به‌سمتی سوق بدهند که کشور علاوه بر پیشرفت در همه زمینه‌ها، بتواند موقعیت خود را در منطقه و نظام بین‌الملل حفظ نماید. از کاربردهای دیگر دانشگاه‌های تعالی‌محور، می‌تواند بومی‌سازی کاربردهای علوم‌ جدید باشد؛ زیرا فناوری‌های جدید ممکن است آثار مثبت و منفی بسیاری در جوامع داشته باشند و کوچک‌ترین غفلت، مسبب سوء استفاده و ایجاد ناهنجاری خواهد شد. از این‌رو، می‌توان گفت دانشگاه‌های نسل چهارم در بستر جامعه‌شناسی شکل می‌گیرند و نیاز است به این رشته توجه بیشتری داشته باشیم.

بهای سنگین اشتباه در مطالعات علوم انسانی

دانشگاه و مدرسه باید سیستم آموزشی خود را طورى برنامه‌ریزى و اجرا کند که علاوه بر آموزش مهارت‌های مختلف، موجب فهم و تجربه شود. وقتى سیستم آموزشى کشور صرفاً تئوریک است و دانش آموختگان با کوله‌بارى از آموزش‌هاى تئورى وارد جامعه مى‌شوند، چه توقعى مى‌توان از درستى و اجرای علوم آموخته شده در جامعه داشت.

قابل ذکر است که در مسائل مربوط به علوم پایه اگر اشتباهى رخ دهد، میتوان آن را به‌عنوان خطا تلقی کرد و با آزمایش‌هاى بیشتر به نتایج درست‌تر رسید ولى در علوم انسانى که مباحث اندیشه‌ای در متن کار است، اگر اشتباهى رخ دهد، انواع خرافات و اعتقادات مسموم و مذموم تولید مى‌شود که ممکن است یک جامعه را براى سال‌ها و قرن‌ها به انحطاط بکشاند و بنیان خانواده‌ها را دگرگون کند.

لزوم تجدیدنظر در منابع درسی علوم انسانی

تغییر پارادایم در علم در صورتی رخ می‌دهد که همه اساتید، محققان و کارشناسان جسارت بیان ایده‌ها و اندیشه‌های خود را داشته باشند و از نقد و قضاوت نگران نباشند و تا زمانی که به هر دلیلی در این خصوص ملاحظه‌کاری صورت پذیرد، نتیجه‌اش جز منابع درسی غربی و شرقی که تاریخ مصرف آن گذشته است، نخواهد شد. البته به نظر ریشه‌های معضلات فعلی اقتصاد و روان‌شناسی نیز ناشی از نقصان منابع درسی است.

امروز برای پیشرفت علم باید به فلسفه و تاریخ علم توجه شود. به فرض «لرد کلوین» فیزیک‌دان مشهور در اواخر قرن ١٩ در اظهارتی مدعی شد، پدیده جدید دیگرى براى کشف کردن وجود ندارد و آن‌چه باقى مانده است تنها اندازه‌گیرى دقیق‌تر است و تنها پنج سال بعد آلبرت انشیتین مقاله معروف خود را در مورد نظریه نسبیت ارائه کرد که قوانین مکانیک نیوتنى که بیش از ٣٠٠ سال براى توضیح حرکت و نیرو به‌کار مى‌رفتند را به چالش کشید. به هر حال مفروضات بشر در هر دوره کامل‌تر می‌شود و نباید از ارائه نظریه‌های جدید نگران شد. اگر در این زمینه کوتاهی صورت گیرد نتیجه‌اش اوضاع فعلی علوم انسانی می‌شود!

متاسفانه گاهی در بعضی از زمینه‌های علوم انسانی مانند روان‌شناسی به گوش می‌رسد که «نمی‌شود فردی که خلاق نیست را خلاق کرد یا فردی که شجاع نیست را به شجاعت رساند» و زمانی که از این افراد منبع این اظهارات را جویا می‌شویم، دو کتاب ترجمه شده‌ای که اصالت درستی هم ندارد استناد می‌شود و در نهایت درماندگی تجربیات و منابع مطرح می‌شود.

در چنین حالتی موضوعی مطرح می‌شود. نخست اینکه علم نتیجه‌ «نمی‌شود» ندارد بلکه فردی که آن علم را آموخته، عمق و واقعیات ریشه علم را به درستی فرانگرفته است.

در مجموع علمی که «نتوانستن» را بیاموزد و صفر و یک ببیند ایراد دارد. در نهایت اگر کوتاهی در تجدیدنظر منابع درسی علوم انسانی صورت گیرد در آینده نزدیک با یک فاجعه بزرگ اجتماعی و انسانی مواجه خواهیم شد.

بی‌توجهی به جامعه‌شناسی در ایران

وقتی در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که رشته جامعه‌شناسی در آن مغفول مانده و در ذهن آحاد مردم این رشته به‌عنوان یک رشته دانشگاهی و یک شغل کم اهمیت تلقی می‌شود، این موضوع پیام مهمی را منتشر می‌کند که کنش‌های اجتماعی به‌طور مطلوب تحت بررسی و کارشناسی‌های دقیق و علمی قرار ندارد. حال اگر تحقیق و پژوهش و بررسی‌های مستمر در زمینه جامعه‌شناسی انجام نشود در بلندمدت شاهد رشد بی‌عدالتی و نابرابری اجتماعی خواهیم بود.

امروز بررسی و مطالعه درباره عدالت اجتماعی، فرهنگ کار تیمی، مسئولیت اجتماعی افراد جامعه، وضعیت کودکان کار، اعتیاد، روند ازدواج‌ها از جمله بالا رفتن سن ازدواج، تجدید ازدواج‌ها، کودک همسری، ازدواج سفید باید بیش از پیش جدی گرفته شود در غیر این‌صورت در آینده نزدیک با بحران‌های شدیرتری مواجه خواهیم شد.

  • محمدعلی نژادیان- مؤلف و عضو باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان دانشگاه آزاد اسلامی واحد پردیس